همه شهر را بمباران میکنند

کدام سازمان جهانی هست که اشک انها را ببیند

حتی بیمارستان و دانشگاه و مساجد را هم می زنند

این همه تانک برای کشتار کودکان و زنان مسلمان غزه آماده کردند.
اگر نشنوید صدایشان را
مسلمان نیستید

IF YOU WONT THEIR SHOUTS
YOU DONT MUSLIM
توصيف جامعهاي كه امام حسين عليه السلام
در آن ميزيست

پس از ظهور اسلام در مكه و بعثت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، شنيدن پيام پيامبر براي مستكبران و مال اندوزان آن سامان گران آمد. آنان وقتي نداي لااله الا الله را ميشنيدند بر خود لرزيدند و گسترش روزافزون اين ندا چيزي جز كوتاه كردن دست خدايان ديگر در برنداشت. بتپرستي كه جزء لاينفك فرهنگ بدوي عرب بود بهترين وسيله زورمداران و صاحبان ثروت و قدرت براي استفاده از انسانها بود. درست است كه آنچه آن روز پيغمبر از آنان ميخواست اقرار به يگانگي آفريدگار بود اما به دنبال آن پيامها آيههاي ديگري هم نازل شد. آنچه مستكبران را به هراس ميانداخت و بر آينده خود بيمناك ميساخت اين آيهها بود: «آن كس مالي را فراهم آورده و آن را شمرده است پندارد مال او وي را جاويدان ميسازد هرگز! و در حطمه افكنده ميشود. چه ميداني حطمه چيست؟ آتش افروخته خدا كه در دلها راه يابد. (همزه/ آيه 2 تا 7) (1)
اين آيات و آياتي نظير آن در دل كساني چون ابوجهل، ابوسفيان و وليد بن مغيره و ساير مال اندوزان هراس افكند و آنان را واداشت تا در مقابل پيامبر به انحاء مختلف صف آرايي كنند و به دشمني با او برخيزند. لذا بسياري از نو مسلمانان به مدينه كه در مجاورت شهر مكه قرار داشت مهاجرت كردند و از اين طريق هم به گسترش حوزه مسلماني ميپرداختند و هم جان و مال مومنان از اذيت و آزار دشمنان در امان ميماند.
ـ از سوي ديگر شيوه پيغمبر (صلي الله عليه و آله) چنان بود كه در موسم حج نزد قبيلههايي كه براي زيارت آمده بودند ميرفت و آنان را به مسلماني ميخواند و از اين طريق بسياري از مردم مدينه در طي ساليان دراز كه پيامبر در مكه بود، دعوت او را كه نويد آشتي و صفا و پرهيزكاري ميداد استقبال كردند و به گسترش دعوت او در مدينه پرداختند.
ـ لذا پس از سپري شدن دوران پرمشقت زندگي پيامبر در مكه وقتي سران قريش تصميم به كشتن پيامبر گرفتند علي در بستر او خوابيد و او شبانه از شهر خارج شد و به مدينه مهاجرت كرد. (تاريخ تحليلي اسلام/ ص 56 و 67) و شعار اسلام كه در مكه توحيد و عبادتي مختصر بود در مدينه جنبه سياسي و اجتماعي آن نيز اندك اندك گسترش يافت، اذان، شعار نمازها گرديد. تشريع، احكام معاملات، پرداخت ماليات، حدود و ديگر حكمهاي سياسي و اجتماعي آغاز شد و حكومتي بر اساس دين (با ولايت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله) پديد آمد كه قوام آن عدالت اجتماعي بود.
ـ امام حسين (عليه السلام) در چنين شرايطي كه استقرار اسلام و ايمان ناميده شد در سال چهارم هجري در مدينه متولد شد و در دامان پيامبر و علي و فاطمه (عليهم السلام) پرورش يافت. پيغمبر او را پسر و پاره تن خود، گل خوشبوي خويش و سيد جوانان اهل بهشت خواند و او را بر دوش خود سوار ميكرد و به سينه خود ميچسباند و دهان و گلوي او را ميبوسيد و محبوبترين انسانها نزد اهل آسمانها معرفي ميكرد. رسول خدا (صلي الله عليه و آله) از شهادت و محل شهادت امام حسين (عليه السلام) خبر داد و ياري رساندن او را واجب و قاتلانش را لعنت كرد... و بدينگونه 6 تا 7 سال در كنار رسول اسلام و شهر مدينه كه اكثر از ياران و اصحاب پيامبر بودند زندگي كرد.
امام حسین (علیه السلام) چگونه یزید را رسوا میکند؟
اتمام حجت امام حسین (علیه السلام) با دشمن
اارزش گریه بر امام حسین(علیه السلام) رزش گریه بر امام حسین(علیه السلام)
در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت دومين فرزند برومند حضرت على وفاطمه , كه درود خدا بر ايشان باد, در خانه وحى و ولايت چشم به جهان گشود.
چون خبر ولادتش به پيامبر گرامى اسلام (ص) رسيد, به خانه حضرت على (ع) و فاطمه (س) آمد و اسما را فرمود تا كودكش را بياورد.
اسما او را در پارچه اى سپيد پيچيد و خدمت رسول اكرم (ص ) برد, آن گرامى به گوش راست او اذان و به گوش چپ او اقامه گفت . به روزهاى اول يا هفتمين روز ولادت با سعادتش , امين وحى الهى , جبرئيل , فرود آمد و گفت : سلام خداوند بر تو باد اى رسول خدا, اين نوزاد را به نام پسر كوچك هارون (شبير) كه به عربى (حسين) خوانده مي شود نام بگذار. چون على براى تو بسان هارون براى موسى بن عمران است , جز آن كه تو پيغمبران هستى . و به اين ترتيب نام پرعظمت حسين از جانب پروردگار, براى دومين فرزند فاطمه (س ) انتخاب شد.
























میلاد هشتمین آفتاب ولایت وگوهرمعرفت بر شیعیان جهان مبارک باد









|
20 راهکار درست برای تغذیه در ماه مبارک رمضان
|
سر کشیدن آب زیاد بین غذای سحری، به امید جلوگیری از تشنگی در طول روز اشتباه است، چون باعث رقیق شدن شیره معده و در نتیجه نفخ و اختلال در هضم می شود. از طرفی، خوردن میوه در هنگام سحر ، علاوه بر مقاومت بیشتر در مقابل تشنگی، باعث رفع مشکل یبوست هم می شود.
توصیه می شود جهت تامین آب لازم، از حدود یک ساعت بعد از افطار تا نیم ساعت قبل از سحر، دست کم شش لیوان آب بنوشید. توجه داشته باشد که از خوردن چای پُررنگ ، قهوه، کاکائو و موادی که باعث دفع بیشتر آب (به علت مدر بودن) از بدن می شوند، (به خصوص در سحری) پرهیز کنید.
براى از بین بردن یا كم كردن عطش شدید در این ماه چه باید كرد؟
براى فهم این سؤال به این مثال توجه كنید: مزرعه اى را در نظر بگیرید كه در كنار یك رودخانه پُرآب است. براى این كه بتوانیم این مزرعه را به صورت دائم آبیارى کنیم و از حملات احتمالى آب در فصول گوناگون در امان نگه داریم، سدى مقابل آب مى زنیم تا بتوانیم آب را مهار كرده و با ایجاد روزنه هایى در سد به صورت دائم و كنترل شده مزرعه مان را آبیارى كنیم.
در ماه مبارك رمضان نیز بایستى سدى در بدنمان بسازیم كه بتوانیم آب و مواد غذایى را كه در سحرى مصرف كرده ایم به صورت یكنواخت و دائم در طول روز به قسمت هاى مختلف بدنمان برسانیم. این كار را مى توانیم با مصرف مواد غذایى پُرفیبر(سبزیجات و میوه ها) انجام دهیم.
این گروه از مواد غذایى با احاطه سایر گروه هاى غذایى خورده شده:
اولا باعث مى شوند آنزیم هاى گوارشى به صورت آرام آرام روى مواد غذایى اثر كنند.
ثانیا با كم كردن سرعت جذب مواد غذایى باعث مى شوند كه بدن به آهستگى و در فرصت مناسب به جذب مواد غذایى اقدام كند تا هم دچار خستگى كمترى شود و هم از افزایش ناگهانی قند خون و ترشح انسولین بالاى بعد از آن جلوگیرى كند.
بنابراین توصیه مى شود در سحرى از مواد غذایى پرفیبر مثل سبزیجات و بالاخص میوه ها استفاده كنید، چرا كه میوه ها اولا منبع سرشارى از فیبر هستند، و ثانیا قند موجود در میوه ها در حالت خالص و بدون فیبر هم دیرتر از قندهاى ساده جذب مى گردد كه این امر سبب مى گردد فرد دیرتر احساس گرسنگى نماید.
مواد غذایى پرفیبر آب زیادى را در خود جذب كرده و بدن مى تواند آب را به آهستگى جذب كند و احساس تشنگى، دیرتر عارض مى گردد.
یكى از مكانیسم هاى احساس گرسنگى، خالى بودن معده است. فیبرها سرعت حركت مواد غذایى را نیز كاهش مى دهند و این مساله باعث مى شود كه مكانیسم مذكور دیرتر شروع شود.
مصرف آب به مقدار فراوان در وعده سحرى و بالاخص ما بین غذا توصیه نمى شود، زیرا باعث رقیق شدن اسید و آنزیم هاى گوارشى شده و اختلال در روند هضم را باعث مى شود.
چه مواد غذایى را بهتر است در این ماه، در رژیم غذایى خانواده قرار داد؟
به طور خلاصه توصیه مى شود از مواد غذایى زیر در ماه مبارك رمضان بیشتر استفاده کنید:
در وعده سحرى:
- از غذاهایى كه داراى قندهاى مركب هستند مثل میوه جات بیشتر استفاده شود.
- از غذاهاى حاوى فیبر مثل سبزیجات ومیوه جات بایستى بیشتر استفاده شود.
- از مواد غذایى سرخ شده ، پرچرب و شیرین پرهیز گردد.
- از غلات و حبوبات به میزان دلخواه در غذاى سحرى استفاده گردد.
- مصرف بیش از حد گوشت در سحرى توصیه نمى گردد.
- مصرف آب قبل از شروع سحرى و در بین وعده هاى غذایى توصیه نمى شود.
- مصرف ادویه جات و غذاهایى مثل كله پاچه، سیرابى و... در سحرى توصیه نمى شود.

آغاز ضیافت الهی
تنها امید امیدواران .::
توان بازگشت از گناه را ندارم مرا قدرت مقابله با طوفان فریبکاری دنیا و اغوای شیطان نیست . به حرمت این ماه مبارک دستم را بگیر . به ناچیزیم رحم کن . ناتوانیم را ببین و مددم کن . عجزم را بنگر و یاریم رسان.
::. مهربانا .::
در این بهار پر طراوت قر آن . در این ماه مهر و رحمت به سوی تو گریخته ام . ای پناه دل های خسته به سوی تو گریخته ام از نگاه های پر از گناه که بر زمین دوخته نمیشود و قلب ها را از هرچه ایمان خالی میکند و جان ها را از هرچه سپیدی است به سیاهی میکشاند .
::. لطیفا .::
حال که به میهمانی ات دعوتم نمودی دلم را نیز به جز از یادت از هر یادی خالی کن . زبانم را جز به شکرخودت از هر سپاسی باز دار . اعضایم را جزبه طاعت خودت از هر طاعتی نگه دار . چشم دلم را از آنچه در مسیر غیر عشق توست کور ساز و به نور خودت روشن کن . از عشق و بندگی دو بال پروازم ده تا سرگشته از هر چیز به سوی تو پرواز کنم .
ولادت حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه مبارک باد



















مسجد مقدس جمكران در نزديكى شهر مقدس قم واقع شده و همواره پذيراى زائرينى از نقاط مختلف ايران و جهان مى باشد. اين مكان مقدس، تحت توجهات خاصه حضرت بقيه الله الاعظم (اوراحنا فداه) قرار دارد و آن حضرت از شيعيانشان خواسته اند كه به اين مكان مقدس روى آورند، چرا كه اين مكان، داراى زمين شريفى است و حق تعالي آن را از زمين هاي ديگر برگزيده است.
شيخ حسن بن مثله جمكرانى، يكى از صلحا و سومين سفير حسين بن روح نوبختى؛ یکی از نواب اربعه مىگويد: من شب سه شنبه، 17 ماه مبارك رمضان سال 373 هجرى قمرى در خانه خود خوابيده بودم كه ناگاه جماعتى از مردم به در خانه من آمدند و مرا از خواب بيدار كردند و گفتند:
برخيز و مولاى خود حضرت مهدى عليه السلام را اجابت كن كه تو را طلب نموده است.
آنها مرا به محلى كه اكنون مسجد جمكران است آوردند، چون نيك نگاه كردم، تختى ديدم كه فرشى نيكو بر آن تخت گسترده شده و جوانى سى ساله بر آن تخت، تكيه بر بالش كرده و پيرمردى هم نزد او نشسته است، آن پير، حضرت خضر عليه السلام بود كه مرا امر به نشستن نمود، حضرت مهدى عليه السلام مرا به نام خودم خواند و فرمود:
برو به حسن مسلم (كه در اين زمين كشاورزى مىكند) بگو: اين زمين شريفى است و حق تعالى آن را از زمين هاى ديگر برگزيده است، و ديگر نبايد در آن كشاورزى كند.
عرض كردم: يا سيدى و مولاى! لازم است كه من دليل و نشانه اى داشته باشم و گرنه مردم حرف مرا قبول نمىكنند، آقا فرمود:
تو برو و آن رسالت را انجام بده، ما نشانه هايى براى آن قرار مىدهيم، و همچنين نزد سيد ابوالحسن (يكى از علماى قم ) برو و به او بگو: حسن مسلم را احضار كند و سود چند ساله را كه از زمين به دست آورده است، وصول كند و با آن پول در اين زمين مسجدى بنا نمايد.
به مردم بگو: به اين مكان رغبت كنند و آنرا عزيز دارند و چهار ركعت نماز در آن گذارند.
دو ركعت اول:
به نيت نماز تحت مسجد است، در هر ركعت آن يك حمد و هفت بار (قل هوالله احد) خوانده مىشود و در حالت ركوع و سجود هم هفت مرتبه ذكر را تكرار كنند.
دو ركعت دوم:
به نيت نماز امام زمان عليه السلام خوانده مىشود، بدين صورت كه سوره حمد را شروع كرده و آيه (اياك نعبد و اياك نستعين) صد مرتبه تكرار مىشود و بعد از آن، بقيه سوره حمد خوانده مىشود، و سپس سوره (قل هو الله احد) را فقط يك بار خوانده و به ركوع رفته و ذكر (سبحان ربى العظيم و بحمده) هفت مرتبه، پشت سر هم تكرار مىشود. و سپس به سجود رفته و ذكر (سبحان ربى الاعلى و بحمده) نيز هفت مرتبه، پشت سر هم تكرار مىشود.
ركعت دوم را نيز به همين ترتيب خوانده، چون نماز به پايان برسد و سلام داده شود، يك بار گفته مىشود (لا اله الا الله) و به دنبال آن تسبيحات حضرت زهرا عليها السلام خوانده شود وبعد از آن به سجده رفته و صد بار بگويند: (اللهم صل على محمد و آل محمد).
آنگاه امام عليه السلام فرمودند: هر كه اين دو ركعت نماز را در اين مكان (مسجد مقدس جمكران) بخواند مانند آن است كه دو ركعت نماز در كعبه خوانده باشد.
چون به راه افتادم، چند قدمى هنوز نرفته بودم كه دوباره مرا باز خواندند و فرمودند:
بزى در گله جعفر كاشانى است، آنرا خريدارى كن و بدين مكان آور و آنرا بكش و بين بيماران انقاق كن، هر بيمار و مريضى كه از گوشت آن بخورد، حق تعالى او را شفا دهد.
حسن بن مثله جمكرانى مىگويد: من به خانه بازگشتم و تمام شب را در اند يشه بودم، تا اينكه نماز صبح را خوانده و به سراغ على المنذر رفتم و ماجراى شب گذشته را براى او نقل كردم و با او به همان مكان شب گذشته رفتيم، و در آنجا زنجيرهايى را ديديم كه طبق فرموده امام عليه السلام حدود بناى مسجد را نشان مىداد.
سپس به قم نزد سيد ابوالحسن رضا رفتيم و چون به در خانه او رسيديم، خادم او گفت: آيا تو از جمكران هستى؟ به او گفتم: بلى! خادم گفت: سيد از سحر در انتظار تو است. آنگاه به درون خانه رفتيم و سيد مرا گرامى داشت و گفت: اى حسن بن مثله من در خواب بودم كه شخصى به من گفت:
حسن به مثله، از جمكران نزد تو مىآيد، هر چه او گويد، تصديق كن و به قول او اعتماد نما، كه سخن او سخن ماست و قول او را رد نكن.
از هنگام بيدار شدن تا اين ساعت منتظر تو بودم، آنگاه من ماجراى شب گذشته را براى وى تعريف كردم، سيد بلافاصله فرمود تا اسب ها را زين نهادند و بيرون آوردند و سوار شديم، چون به نزديك روستاى جمكران رسيديم، گله جعفر كاشاني را ديديم، آن بز از پس همه گوسفندان مىآمد، چون به ميان گله رفتم، همينكه بز مرا ديد به طرف من دويد، جعفر سوگند ياد كرد كه اين بز در گله من نبوده و تاكنون آنرا نديده بودم، به هر حال آن بز را به محل مسجد آورده و آن را ذبح كرده و هر بيمارى كه گوشت آن تناول كرد، با عنايت خداوند تبارك و تعالى و حضرت بقيه الله ارواحنا فداه شفا يافت.
ابوالحسن رضا، حسن مسلم را احضار كرده و منافع زمين را از او گرفت و مسجد جمكران را ينا كرد و آن را با چوب پوشانيد. سپس زنجيرها و ميخ ها را با خود به قم برد و در خانه خود گذاشت، هر بيمار و دردمندى كه خود را به آن زنجيرها مىماليد، خداى تعالى او را شفاى عاجل مىفرمود، پس از فوت سيد ابوالحسن، آن زنجيرها ناپديد شد و ديگر كسى آنها را نديد.
و تاکنون مسجد مقدس جمکران، مأواي منتظران و محل راز و نياز ميليونها عاشقي است که شکوائيه دوري از معشوقشان را به حضرت باري تعالي ارائه ميدهند. در صحت اصل اين مسجد شکي نيست .... و کرامات عديده، مؤيد اين مسجد است.
















اقرأ باسم ربک الذی خلق . خلق الانسان من علق . اقرأ وربك الاكرم.الذي علم بالقلم.
علم الانسان ما لم يعلم .
بخوان به نام پررودگارت كه آفريد .او انسان را از خون بسته .بخوان به نام پروردگارت كه گرامي تر و بزرگتر است .خدايي كه نوشتن آفريد .به انسان آموخت آنچه را كه نمي دانست .
عید مبعث بر همه مسلمانان مبارک باد
سخنان مقام معظم رهبری در مورد راز و رمز پیشرفت همه جانبه ایران
حضرت آیتالله خامنهای با تأکید بر اینکه چنین حرکتی، در مبانی فکری و روشهای دنیای غرب خدشه وارد می کند و هماورد طلبی بزرگی با استکبار جهانی است افزودند: به همین علت قدرتهای جهانی تلاش می کنند با کارشکنی سیاسی و اقتصادی مانع حرکت ملت ایران شوند اما عزم و اراده ملت راسخ است و به راه خود ادامه خواهد داد.
رهبر انقلاب اسلامی نقش عنصر جوان را در حرکت ملت به سوی پیشرفت و سعادت مادی و معنوی، تعیین کننده خواندند و تأکید کردند: همه سعی و تلاش دشمنان این است که با گرفتن ایمان و اعتماد به نفس جوانان، این نیروی مؤمن، با نشاط، با شوق، مبتکر و پرتحرک را به عنصری غیرزنده و بی تأثیر تبدیل کنند اما با همه این تلاشها و برخی ریزش ها، رویش های فراوانی در سالهای اخیر به وجود آمده و جامعه جوان کشور جامعه ای خوب، فعال، مؤمن و زنده است.
ادامه مطلب...


سخنان دکتر محمود احمدی نژاد در ارتباط با قدمت فرهنگ و تمدن ایرانی :
ملت ایران به یک تعبیر، متمدن ترین و با فرهنگ ترین ملت های عالم است و سابقه این تمدن و فرهنگ ایرانی بی نظیر است .ملت ایران همواره در طول تاریخ موحد و خداپرست بوده و این یکی از مهمترین ویژگیهای ملت ایران می باشد . ملت ایران هیچگاه در برابر کلام حق مقاومت نکرده و همیشه کلام حق و حرف درست را پذیرفته و این یکی از رموز پیشرفت و تعالی ملت ایران است . ایرانی ها از هر قوم و مذهبی باشند، همه عضو یک خانواده هستند و در هر جا که باشند عشقشان به ایران زمین وصف نشدنی و بی نظیر است و قلبشان برای این سرزمین می تپد . در طول تاریخ ایرانیها در هر جای دنیا بوده اند پیام آور صلح ،دوستی ،فرهنگ و برادری بوده اند . ملت ایران اهل گفتگو ، صلح ، عدالت و مهرورزی است و پیام ما همان پیام صلح ، برادری ، عشق ، محبت و عدالت است . پیام مخالفت با چپاولگری ، ظلم و استیلا گری ، پیام احترام به کرامت انسانها و حقوق انسانهاست ، پیام مخالفت با کینه توزی و اشغالگری است پیام ما اینست همه بیایند تا دست در دست هم دنیایی پر از صلح و برادری بسازیم. همه دست در دست هم بدهیم تا کینه توزی و خود خواهی را از فضای جهان بیرون و تهدید و تجاوز را از بین ببریم و در کنار هم زندگی کنیم .


مدرسه والاترين و ارزشمندترين نهادي است كه بعد از خانواده در خدمت سازندگي ،پيشرفت و اخلاق جامعه قرار دارد. همبستگی و وحدت ، كار علمی و علم آموزی ، ايمان به خدا، دلسوزی برای يكديگر ، عشق به هموطن عشق به خدا،عشق به ايران عزيز، كار ،تلاش و مجاهدت پيگير خلاقيت و نگاه به قلههای بلند و آرمانهای الهی همه اينها عواملی هستند كه ما را به قله پيشرفت همه جانبه هدايت و ما را در اين مسير ياری می كنند تفرقه ، سستی ، آسيب پذيری فرهنگی ، عدم شناخت دشمنان و توطئههای آنها ، عدم دفاع جانانه در مقابل هجوم دشمنان از دست دادن خودباوری ، شجاعت ، ابتكار و خلاقيت و از دست دادن فرصتها از موانع پيشرفت است . امروزه ، تقريبا تمام کساني که به هرنحو طرفدار توسعه واصلاحات هستند در همه جاي دنيا از آموزش وپرورش شروع کرده اند ومي کنند .
در عصر حاضر تاکيد نظام آموزش وپرورش به انتقال دانش نيست ونقش مدرسه با گذشت زمان تغيير بسيار کرده است .آموزش وپرورش به جاي پرداختن به انتقال دانش به کل انسان مي پردازد وبه تمام ابعاد آموزشي وتربيتي زندگي او مي پردازد .
معلم : در نظام جديد آموزش وپرورش در مقام ياور در بالندگي انسان نقش ايفا مي کند نه انتقال محض دانش .
شاگرد : پرسشگر وفعال است نه شنونده اي محض وپذيرا امروزه با دسترسي فراگير ندگان دانش آموزان ودانشجويان به اينترنت وبانکهاي اطلاعاتي ورسوخ فرهنگ غير بومي وتاثير پذيري آن برجوامع وخرده فرهنگهاي موجود اقتدار موجود اقتدار علمي ،آموزشي معلم به روش سنتي ورنگ باخته است .
از اين رو است که آموزش وپرورش براي ايفاي نقش تاثير پذير خود بايد کارکردهاي نويي را متناسب با روح جامعه برگزيند . گزينش ودستيابي به کارکردهاي نو در آموزش وپرورش مستلزم نگاهي نو به آن است . نگرشي نو در ابعاد ومحورهايي گوناگون چون تعاريف ،اصول ،اهداف ،ساختار، محتوا.
توسعه آموزش وپرورش را در دو بعد نگرشي وساختاري مورد توجه بايد قرار داد:
راه اول :تحول وبازنگري در حيطه نگرشها در حوزه فکري کلان جامعه
راه دوم : تغيير در ساختارهاي آموزشي وتربيتي وتاکيد بر توسعه کمي وکيفي با تحول در ساختار هاي مديريتي به سوي مديريت هاي متخصص وعمل گرا .
توسعه و پیشرفت اسلام در نگاه استاد شهید مطهری
اکنون می خواهیم ببینیم توسعه و پیشرفت اسلام به چه عواملی بستگی داشته است و آیا سیره پیامبرصلی الله علیه و آله در این قضیه دخالت داشته است. عامل اول برای نفوذ و توسعه اسلام در هر جا، خود قرآن و محتوای قرآن است. ولی از قرآن که صرف نظر کنیم، شخصیت رسول اکرم، خلق و خوی رسول اکرم، سیره رسول اکرم، طرز رفتار رسول اکرم، نوع رهبری و مدیریت رسول اکرم عامل دوم نفوذ و توسعه اسلام است و حتی بعد از وفات پیغمبر اکرم (ص) هم تاریخ زندگی پیغمبر اکرم یعنی سیره او که بعد در تاریخ نقل شده است، خود این سیره ی تاریخی عامل بزرگی بوده است برای پیشرفت اسلام. (سیره نبوی/ شهید مطهری)
ولادت با سعادت مولود کعبه حضرت علی (ع) وهمچنین روز پدر را به تمامی دوستان تبریک عرض میکنیم
انتخاب شهيد آيت الله دكتر بهشتي به رياست ديوان عالي كشور از سوي حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه در چهارم اسفند يكهزار و سيصد و پنجاه و هشت هجري شمسي
در پي تصويب قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، حضرت امام خميني رحمت الله عليه در حكمي، شهيد آيت الله دكتر بهشتي را به سمت نخستين رئيس ديوان عالي كشور جمهوري اسلامي ايران منصوب كرد.
آيت الله دكتر بهشتي از عالمان و متفكران معاصر و از شخصيتهاي برجسته انقلاب اسلامي بود كه در مبارزه با نظام طاغوتي و پيروزي انقلاب اسلامي نقش فعال و مؤثري داشت و پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز در مديريت كشور و تدوين قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، فعالانه حضور داشت.
ايشان در سمت رياست ديوان عالي كشور و مديريت قوه قضائيه، اقداماتي مؤثر براي تدوين قوانين قضايي و اجراي احكام اسلام انجام داد، و با به كارگيري قضات عادل و عالم، نظام قضايي را دگرگون ساخت.
مرحوم آيت الله دكتر سيد محمد حسيني بهشتي در سال 1307 ه.ش. در شهر اصفهان متولد گرديد و تحصيلات خود را در 4 سالگي در اين شهر آغاز كرد. دوره ابتدايي و دبيرستان را در اصفهان به پايان برد. سپس با علاقه اي وافر رو به تحصيل علوم ديني نهاد و علوم اسلامي را تا سطوحی در مدارس علميه اصفهان گذراند. در همين دوره به فراگيري زبان انگليسي پرداخت. وي براي ادامه تحصيل عازم قم شد و دروس خارج (عاليترين مراحل تحصيلات در فقه اسلامي) را در نزد اساتيد بزرگي چون آيت الله بروجردي، آيت الله محقق داماد، امام خميني (ره) و آيت الله سيد محمد تقي خوانساري گذراند.
از سال 1327 تحصيلات علوم جديد را دنبال نموده، وارد دانشگاه تهران گرديد و در رشته الهيات و معارف اسلامي موفق به اخذ درجه دكترا شد. ايشان به مدت پنج سال در درس فلسفه مرحوم علامه طباطبايي در قم حاضر شد و در عين حال در دبيرستانهاي اين شهر به تدريس زبان انگليسي پرداخت.
در سال 1333ه.ش. همراه با عده اي از دوستانش دبيرستان « دين و دانش » را تأسيس كرد و « كانون اسلامي دانش آموزان و فرهنگيان قم » را پايه گذاري نمود. در سالهاي 1340و 1341بر اثر فشار حكومت ناچار به ترك قم شد و به تهران هجرت كرد. در تهران در كنار فعاليتهاي مذهبي، همراه با چند تن از فضلا در بازنويسي كتابهاي تعليمات ديني مدارس نقش فعالي را بعهده گرفت.
وي در سال 1344 ه.ش. از سوي مراجع بزرگ تقليد وقت عازم هامبورگ گرديد و به عنوان دومين امام مسجد و مدير مركز اسلامي هامبورگ مشغول به كار شد و نزديك به شش سال اين مسئوليت را بر عهده گرفت. در طي اين مدت مركز اسلامي هامبورگ به عنوان كانوني براي فعاليتهاي علمي و فرهنگي اسلامي براي تمامي مسلمانان تبديل گشته و فعاليتهاي گسترده ای را در جهت معرفي تعاليم اسلام به مسلمانان و غير مسلمانان مقيم اروپا ارائه نمود. مرحوم آيت الله بهشتي در شكل گيري تشكل هاي دانشجويي اسلامي در اروپا و همچنين تماس با مجامع علمي آلماني و برقراري گفتگو بين مذاهب نقش مؤثري داشت. وي در سال 1349 ( 1970م) به ايران بازگشت و گذشته از فعاليتهاي گسترده علمي و فكري، كار تدوين كتابهاي تعليمات ديني مدارس را دنبال نمود. در سال 1354 و 1357 از سوي رژيم دستگير و براي مدتي زنداني شد.
همزمان با آغاز شكل گيري انقلاب اسلامي در ايران به منظور تمركز فعاليتهاي روحانيت به همراه جمعي ديگر «روحانيت مبارز تهران» را پايه گذاري كرد. با تشكيل «شوراي انقلاب» از جانب امام خميني (ره) به عنوان عضو اين شورا برگزيده شد و نقش مؤثر و فعالانه اي را در آن برعهده گرفت.
در نخستين روزهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي به همراه عده اي از روحانيان و ديگر نيروهاي مبارز، «حزب جمهوري اسلامي» را تأسيس نمود و به عنوان دبير كل آن برگزيده شد.
با تشكيل «مجلس خبرگان قانون اساسي» از سوي مردم به عضويت اين مجلس انتخاب شد و نائب ريئس اين مجلس گرديد. پس از پايان يافتن مسئوليت شوراي انقلاب به رياست قوه قضاييه و رياست ديوان عالي كشور برگزيده شد. وي به همراه 72 تن از وزراء، نمايندگان مجلس و چهره هاي خدمتگزار انقلاب اسلامي در هفتم تير سال 1360 ه.ش. به دست يكي از گروه هاي تروريستي منافقين به شهادت رسيد. شهيد آيت الله بهشتي كتابها و مقالات متعددي در موضوعات فلسفه، كلام، فقه و اقتصاد اسلامي نگاشته است. روحش شاد

شکوفايي غنچه نبوي
در آسمان مکه و در منزل نزول وحي، شوري برپا بود. فرشتگان و حوريان بهشتي هلهله کنان و تبريک گويان به زمين مي آمدند و گرداگرد خديجه حلقه مي زدند و آيه « فتبارک الله احسن الخالقين» را زمزمه مي کردند. آن شب درهاي عرش گشوده شده بود و ليله القدر خدا و تنزل الملائکه تفسير شده و از دامان پاک خديجه، ناز دانه نبوي و گل سپيد احمدي درخشيد.
جشن حضور:
او که آمد، متولد شد و دل هاي آسمانيان و زمينيان، سر سبزتر از هميشه گشت. دردانه بوستان عصمت و طهارت در بيست جمادي الثاني، زمين و آسمان مکه را نورافشاني کرد. شاه بيت غزل آفرينش، غايت خلقت و ميوه باغ رسالت خانه محمد (ص) را با قدوم خود مزين نمود. پدر بر دستان کوچکش بوسه زد؛ چرا که او بضعه النبي، همراه و هم راز پدر و ام ابيها بود.
تهنيت باد:
سال روز ميلاد اسوه زهد و تقوا، نازدانه آل کسا، اقيانوس علم و حلم، چشمه سار نجابت، صابره عصمت، عصاره بعثت، هم کفو ولايت، پيوند دهنده حلقه نبوت و ولايت، بارور کننده درخت امامت، کوثر الهي، قصيده پاکي ها، مثنوي عرفان، غزل خوبي ها، مدافع ولايت، ام ابيها، صديقه کبري، فاطمه زهرا (س) بر همه شيفتگان و ره پويان طريقش تبريک و تهنيت باد.
اسرار نامهای حضرت فاطمه(س)
حضرت فاطمه(س) تنها یک تفکر یا تصور یک حقیقت حیاتبخش نیست، بلکه تجسمی عینی و زنده از برکت خداوند بر انسان است. حضرت امام صادق(ع) فرمود: فاطمه نزد خدای تعالی 9 اسم دارد:
فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهرا
فاطمه: رسول خدا فرمود: زیرا او و شیعیانش از آتش جهنم قطع شدهاند. (فاطمه به معنای قطعشده و بریده است.) و نیز امام صادق(ع) فرمود: زیرا او از هر شر و بدی بریده شده است و نیز چون مردم از رسیدن به معرفت کامل او قطع شدهاند.
صدیقه:زیرا او هرگز در زندگی جز راست نگفت و هر آنچه پدر بزرگوارش فرمود، تصدیق کرد. رسول خدا به امیرالمومنین فرمود: یا علی، من به فاطمه سفارشهایی کردهام که به تو بگوید. او هر چه گفت بپذیر، زیرا او راستگوست، بسیار راستگو.
مبارکه: برکت به معنای خیر فراوان است و از فاطمه نسل فراوانی به عالم اسلام هدیه شده، لذا در بعضی از تفاسیر آمده است که در آیه آ«انا اعطیناک الکوثرآ» (ای رسول گرامیما به تو خیر کثیر عطا کردیم) منظور، فاطمه(س) است.
طاهره: امام باقر(ع) فرمود: زیرا او از هر ناپاکی ظاهری و هر گونه ناپاکی دامن، مبراست.و نیز طبق روایات متعدد، آیه تطهیر (انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا) درباره حضرت فاطمه نازل شده است. پس فاطمه طاهره است زیرا هر گونه رجس و پلیدی و ناپاکی از وجود مقدسش دور است.
زکیه: زکاة هم به معنای رشد و نمو و هم به معنای طهارت است، بنابراین زکیه، هم یعنی از فاطمه نسل پرباری پا به عرصه وجود خواهد گذاشت و هم اینکه او وجودی است پاک و طاهر.
راضیه: زندگی کوتاه حضرت فاطمه با غم و اندوه و نیز با تلاش و سختی همراه بود. او زندگی بسیار مشکلی را پشت سر گذاشت ولی هرگز لب به شکایت باز نکرد، بلکه همواره خدای بزرگ را شکر میکرد و راضی بود. روایت شده روزی رسول خدا حضرت فاطمه را دید که لباس خشنی بر تن داشت و با دستهای مبارکش آسیاب میکرد در حالی که طفل کوچک خود را هم شیر میداد. رسول خدا گریان شد و فرمود: ای دخترکم، تلخی این دنیا را بچش، برای رسیدن به شیرینی آخرت.حضرت فاطمه نه تنها لب به شکایت باز نکرد، بلکه عرض کرد: ای رسول خدا، من خدا را برای نعمتهایش سپاسگزارم. و نیز روزی امیرالمومنین از رسول خدا خواست اگر ممکن باشد برای فاطمه مستخدمهای بگیرد، اما رسول خدا تسبیح فاطمه را به آنها تعلیم فرمود. حضرت زهرا پس از شنیدن این دستور پیغمبر اکرم سه بار فرمود: من از خدا و رسولش راضیم.
مرضیه: تمام کارهای حضرت فاطمه مورد رضایت خدا و رسول بود. رسول خدا هیچگاه بر فاطمه غضب نکرد، به او خرده نگرفت و برعکس، گاهی میفرمود: فداها ابوها. (پدرش به قربانش). اینچنین است که رسول خدا رضای فاطمه را رضای خدا میدانست و میفرمود: خدا از غضب فاطمه غضب میکند و از رضایت او راضی میشود.
محدثه:امام صادق(ع) در این مورد فرمود: زیرا ملائکه از آسمان فرود میآمدند و با او سخن میگفتند.در فرهنگ اسلامی محدثان راستین همواره از حرمت و منزلت ویژهای برخوردار بودهاند، محدثان و راویان در حفظ و حراست از گنجینههای معارف و ارزشهای دینی و ذخایر گرانمایه مکتب تشیع و رشد و تعالی فرهنگ غنی اسلامی نقش اول را داشتهاند و حامل ودایع و امانتهای گرانقدر الهی و رازدار اسرار آل رسول بودهاند.
مادر، ای لطیف ترین گل بوستان هستی، ای باغبان هستی من، گاهِ روییدنم باران مهربانی بودی که به آرامی سیرابم کند. گاهِ پروریدنم آغوشی گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بیماری ام، طبیبی بودی که دردم را می شناسد و درمانم می کند. گاهِ اندرزم، حکیمی آگاه که به نرمی زنهارم دهد. گاهِ تعلیمم، معلمی خستگی ناپذیر و سخت کوش که حرف به حرف دانایی را در گوشم زمزمه می کند.
گاهِ تردیدم، رهنمایی راه آشنا که راه از بیراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتی خلقتی، تو لبریز از عظمتی؛ تو را سپاس می گویم و می ستایمت.
فرشتـــــــــه یک کودک
کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید:
"می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید ، اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟ "
خداوند پاسخ داد:
"از میان بسیاری از فرشتگان من یکی را برای تو در نظر گرفته ام . او در انتظار توست و از تو نگهداری خواهد کرد . "
اما کودک هنوز مطمئن نبود که می خواهد برود یا نه .
" اینجا در بهشت من کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و اینها برای شادی من کافی هستند . "
خداوند لبخند زد و گفت :
" فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد . تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود . "
کودک ادامه داد :
" من چطور می توانم بفهمم مردم چه می گویند وقتی زبان آنها را نمی دانم ؟ "
خداوند اورا نوازش کرد و گفت :
" فرشته تو شیرین ترین و زیباترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی . "
کودک با ناراحتی گفت :
"وقتی می خواهم با شما صحبت کنم چه کنم؟ "
خداوند برای این سوال هم پاسخی داشت :
"فرشته ات دستهایت را کنار هم می گذارد و به تو یاد می دهد که چگونه دعا کنی . "
کودک سرش را برگرداند و پرسید :
شنیده ام در زمین انسانهای بدی هم زندگی می کنند ، چه کسی از من محافظت خواهد کرد ؟ "
خداوند گفت :
" فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد ، حتی اگر به قیمت جانش تمام شود . "
کودک با نگرانی ادامه داد:
" اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم ناراحت خواهم بود . "
خداوند لبخند زد و گفت :
" فرشته ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد مرا خواهد آموخت گرچه من همواره در کنار تو خواهم بود . "
در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین شنیده می شد . کودک می دانست که باید به زودی سفرش را آغاز کند .
او به آرامی یک سوال دیگر از خداوند پرسید :
" خدایا ! اگر باید همین الان بروم لطفا نام فرشته ام را به من بگویید . "
خداوند شانه او را نوازش کرد و پاسخ داد :
" نام فرشته ات اهمیتی ندارد . به راحتی می توانی اورا مادر صدا کنی . "
هر كه عبادت خالصـش را به سـوى خدا بالا فرستـد, خـداوند متعال برتريـن بهره و سودش رابه سوى او پايين فرستد.
از سخنان فاطمه زهرا(س)
وصایای حضرت زهرا (س)
بسم الله الرحمن الرحيم هذا ما اوصت به فاطمة بنت رسولاله و هى تشهد ان لا اله اله الله و ان محمدا رسولالله و ان الجنة حق والنار حق و ان الساعة آتية لاريب فيها و ان الله يبعث من فى القبور يا على انا فاطمه بنت محمد زوجنى الله منك لاكون لك فى الدنيا و الاخرة انت اولى بى من غيرى حنطنى و غسلنى و كفنى بالليل وصل على و ادفنى بالليل و لا تعلم احدا و استودعك الله و اقراء على ولدى السلام الى يوم القيامة.(1)
اين است وصيت فاطمه دختر رسول خدا و او شهادت مىدهد به يگانگى و يكتايى ذات باريتعالى و رسالت حضرت محمد رسولالله و گواهى مىدهد كه بهشت حق است و آتش جهنم حق است و بدون شك قيامت در پيش است و خواهد آمد و خدا در آن روز همه را از قبرها برمىانگيزد يا على من فاطمه دختر محمدم كه خداوند مرا به ازدواج تو درآورد تا در دنيا و آخرت همسر تو باشم و از آن تو، تو از هركس بر من نزديكترى مرا شبانه حنوط كن و شب غسل بده و شبانه كفنم كن و شب به خاك بسپار و كسى را از دفن من مطلع مكن. تو را به خدا مىسپارم و سلام من به فرزندانم تا روز قيامت برسان. و در بعضى از روايات دارد كه زهرا عليهاالسلام به على عليهالسلام گفت: يابن عم دلم تمناى مرگ دارد ساعتى نخواهد گذشت جز آن كه از تو مفارقت نمايم.
على عليهالسلام فرمود: اى دختر رسول خدا وصيت كن به آنچه مىخواهى و هر چه در دل دارى بيان كن على عليهالسلام نشست بالاى سر فاطمه و خانه را از بيگانه خالى كرد جز فاطمه و على كسى نبود فاطمه عرض كرد: اى پسر عم هيچگاه در زندگى به شما دروغ نگفته ام و در زندگى زناشويى با تو راه خيانت نپيمودهام و لا خالفتك منذ عاشرتنى. و هرگز در معاشرت با تو از در مفارقت وارد نشده ام و پيوسته مطيع فرمان تو بوده ام. على عليهالسلام فرمود:
پناه مى برم به خدا (اى دختر رسول خدا) تو بانوى راستگويى و داناتر و پرهيزگارتر و نيكوكارتر و گرامى تر از هركسى، من نيز از خدا در مخالفت با تو بيمناك بوده ام و فراق تو بر من سخت ناگوار است فقدان تو بر من تجديد مصيبتى است كه از رحلت پيغمبر بر من وارد شد به خدا قسم مصيبت فراق تو بر من چنان است كه هيچ چيز نمى تواند مرا تسليت دهد در آن حال هر دو به گريه افتادند و مدتى زار زار اشك ريختند (بعضى نوشتهاند كه چون اطاق خلوت شد زهرا عليهاالسلام به على عليهالسلام عرض كرد پسر عم جلوتر بيا و دستت را روى سينه من بگذار على عليهالسلام خواهش آن بانو را عمل كرد آنگاه عرض كرد پسر عم از من راضى باش على عليهالسلام فرمود: زهرا جان از تو راضيم خداى نيز از تو راضى باشد. عرض كرد نه على جان مىدانى من از چه چيزى از شما رضايت مىخواهم روزى كه دشمن به صورت من سيلى زد و با خستگى و درد جسمانى و روح افسرده آمدم منزل ديدم تو در كنج حجره نشستهاى و مشغول جمعآورى قرآنى با تندى با شما سخن گفتم و به شما گفتم يابن ابيطالب اى پسر ابىطالب در كنج حجره نشستهاى و مثل جنين در رحم حجره قرار گرفتهاى دشمن به همسرت تعدى كرده...
غصهدار بودم و با تو پرخاش كردم اينك از تو رضايت مىخواهم از من راضى باش) مولاى متقيان سر فاطمه را به سينه چسباند و با مهربانى فرمود: زهرا جان از تو راضيم خدا و رسول از تو راضى باشند هرچه مى خواهى بگو كه اجرا خواهم كرد. آن بانو در حالى كه اشك مىريخت گفت شوهر گراميم خداوند تو را جزاى خير دهد وصيت من اين است كه دختر خواهر من امامه را تزويج كنى (امامه دختر زينب بنت رسول الله بود كه مادرش در زمان پدر فوت كرده بود) زيرا امامه به فرزندان من مهربانى خواهد كرد و بهترين پرستار آنها است و مرد هم ناگزير است زنى در خانه داشته باشد.
از جمله وصاياى حضرت زهرا عليهاالسلام به همسرش اين بود كه گفت: شوهر عزيزم براى من تابوتى بساز كه فرشتگان صورت آن را به من نشان دادهاند و امام عليهالسلام از وى خواست كه وصف آن را برايش بيان كند تا طبق خواستهاش عمل نمايد.
«مورخين نوشتهاند كه وصف تابوت در متن وصيت آن بانوى بزرگ اسلام نيست» و باز گفت: همسرم وصيت ديگرم اين است كه هيچكس به جنازه من حاضر نشود.
من از اين مردم كه به من ستم كردند و حق مرا غصب نمودند متنفرم.
اينها دشمن من و دشمن رسول خدا (ص) هستند اجازه نده از اين قوم و هوادارانشان كسى بر جنازه من حاضر شوند و نماز بخوانند يا على مرا در تاريكى شب آنگاه كه ديدگان مردم به خواب رفت به خاك بسپار تا از دفن من بى خبر باشند

برای شادی روح امام و شهدا صلوات

فتح خرمشهر در عملیات بیت المقدس ۱۳۶۱ و روز مقاومت ایثار وپیروزی
آزادسازی خرمشهر
در ساعت دو بعد از ظهر روز سوم خرداد 1361، پس از 24 روز رزم بی امان، خرمشهر به طور کامل آزاد شد و پرچم پرافتخار اللّه اکبر، بر فراز مسجد جامع و پل تخریب شده خرمشهر به اهتزاز در آمد. خرمشهر، این شهر مقاوم که پس از 35 روز پایداری و مقاومت، در چهارم آبان ماه 1359، به اشغال دشمن درآمده بود، پس از 578 روز (نوزده ماه) اسارت، بار دیگر به آغوش گرم میهن اسلامی بازگشت. رزمندگان اسلام در اولین اقدام، نماز شکر را در مسجد جامع خرمشهر اقامه کردند. خبر آزادسازی خرمشهر، به سرعت در همه جا طنین افکند و ملت مسلمان ایران را که مدتها در آرزوی شنیدن چنین خبر مسرت بخشی بودند، غرق شادی و سرور کرد. مردم به خیابانها ریختند و با پخش شیرینی، به جشن و شادی پرداختند. و با فرارسیدن شب، بر پشت بامها ندای اللّه اکبر سر دادند.
باید گفت که فرهنگ شیوه زندگی هر قوم و ملت، سبب شناخت آنان و میزان رشد و انحطاط یک ملت است . انسانها در میان هاله ای از فرهنگ جامعه ی خود زندگی میکنند ودرباره ی آنان بر اساس فرهنگی که دارند داوری میشود. قومی پیشرفته است که فرهنگ ان پیشرفته باشد ونیز قومی منحط است که فرهنگ آن منحط باشد واین بستگی دارد به ریشه و منشاء فرهنگ یک قوم و تربیتی که بر اساس آن رشد و پرورش یافته است.
کودک چشم به دنیا می گشاید وآنچه می بیند ومی شنود، ونیز هر آنچه درباره ی او اعمال می شود ناشی از فرهنگ خانواده وجامعه است ،خواه آن فرهنگ برگرفته از آیینی الهی باشد (مثلا ازقران و سنت یا از تعالیم مسیحیت یا یهود)، خواه برگرفته از خط فکری یک مکتب یا فلسفه باشد (مثل مارکسیسم ) یا برگرفته از قرارداد اجتماعی ،عقل ، تجربه ، آزمایش یا اختلاطی از همه ی آنها.
کودک با فرهنگ خانواده خود بزرگ میشود وبعدها فرهنگ مدرسه وهم کلاسی های خود را برآن می افزاید و آنگاه که وارد اجتماع شد از فرهنگ مردم تغذیه کرده ،خود راهمرنگ وهمانند جماعت می کند.
در تربیت فرهنگی
می دانیم که فرهنگها همه خالص، یکدست، سالم وبی عیب نیستند .به ویژه در عصرما که به علت توسعه و همگانی شدن وسایل ارتباط جمعی دهکده ی جهانی در حال تحقق و فرهنگ ها در حال آمیزش و اختلاط اند .
یک ایرانی بااینکه مسلمان است و سعی داردبراساس قران وسنت عمل کندآگاهانه یا ناخود آگاه فرهنگ دیگران را با ان مخلوط کرده ، راه ورسمی را در پیش گرفته است که نه اسلام است ، نه مسیحیت ،نه ایرانی است و نه فرانسوی و روسی واز همه ی فرهنگ ها نشانه ها و رگه هایی در زندگی او به چشم می خورد. به همین خاطر در تربیت فرهنگی نسل ، اگر خواستار رای ونظر اسلام باشیم باید به این نکات توجه کنیم :
1- شناخت اسلام و فرهنگ ان که برگرفته از قران و سنت (قول،فعل،تقریرمعصوم ) است.
2- شناخت فرهنگهای موجود ،که با فرهنگ کشور ما آمیخته ومعجونی از فرهنگ موجود راساخته ومارا در خود شناور کرده اند.
3- ارزشیابی آن فرهنگها از جنبه های مثبت ومنفی وانطباق یا عدم انطباق آنها با اسلام.
4- اصلاح جنبه های منفی انها در صورت امکان وزدودن جنبه های خلاف اسلام آنها .
5- افزایش جنبه هایی به انها که زمینه را برای تکمیل فرهنگ وانطباق با اسلام فراهم اورد.
6- در نهایت ،یا قبول آن فرهنگ وجزئی از اسلام دانستن آن ، یا طرد کامل آن .
دکتر علی قائمی
نشریه ماهانه آموزشی- تربیتی پیوند
در اندیشه ی تربیت کدام نسل هستیم؟
قران کریم ،کتاب زندگی کردن وتربیت ماست که ازسوی رب العالمین فرستاده شده است. امام علی(ع)فرموده: در این کتاب چهار خبر است . خبر شما انسانها ،خبر گذشتگان شما، خبر آیندگان وخبر اسمان وزمین .
درحقیقت می توانیم بگوییم که انسان شناسی،گذشته شناسی،آینده شناسی وجهان شناسی درسهای سازنده این کتاب اسمانی است. از فرازهای بسیار زیبا وسازنده این کتاب دعاها وخواست هایی است که ازفول بهترین بندگان خدادر پیشگاه او بیان شده است. دعا نشاندهنده ی چشم اندازی است که پیش روی خود ترسیم میکنیم وآرمان وارزویی است که امید داریم به آن برسیم. در حدیث نیز می خوانیم که دعا نشانه عقل و اندیشه ی انسانها و اینده نگری وتیزهوشی آنهاست. در قران کریم حدود 160 دعا و خواست آمده است .چه زیباست که با این دعاها اشنایی پیدا کنیم و هرگاه دست نیاز به سوی خدای بی نیاز بلند میکنیم ،همان ها را ازخدا بخواهیم ،چرا که این خواست هابهترین چیزهایی است که یک بنده میتواند از آفریدگار خود بخواهد .
این دعاها توسط پیامبران ،صالحان ،فرشتگان و...اعلام شده است .بررسیهای صوری گرفته نشان میدهد که بیش تر دعاشوندگان در قران اعضای خانواده اند که این نتیجه ،بسیار خوش معنا ونشاندهنده ی اهتمام قران به نهاد خانواده است. از این تعداد دعا،به نسل قبلی وبعضی دعا به نسل موجودوبیشتر آنها دعا به نسل آینده است ،که این خود نشانگر آن است که توجه به نسل آینده باید درصدر برنامه های خداپرستان ومسلمانان باشد.
در نظام جمهوری اسلامی ایران ،که افتخارش این است که اولین سند فرادستی اش قران است ، توجه به نسل آینده باید در پیشانی اهداف تعلیم وتربیت باشد ودر وزارتخانه هایی مثل وزارت آموزش وپرورش، برای رسیدن به اهداف پانزده گانه موجود در دعاهای قرانی برنامه ریزی شود.
حجت الاسلام والمسلمین سید جواد بهشتی
علل پیشرفت و سقوط یک جامعه از دیدگاه امام علی علیه السلام
علل پيشرفت يك امت و نشانههاى سقوط در بيانى از اميرالمؤمنين (ع) تبيين شده است كه به آن اشاره مىشود حضرت فرمود: «يستدلّ على ادبار الدول باربع تضييع الاصول، والتمسك بالغرور، تقديم الاراذل و تأخير الافاضل؛(۱) دولتها و جوامع زمانى به انحطاط گرايش پيدا مىكنند كه اصول ارزشى از بين برود و نيرنگ به عنوان اصل ارزشى مورد قبول قرار گيرد، فرومايه گان، سمتها و مسئوليتها را به عهده گيرند و كسانى كه فاضلند منزوى شوند.
بنابراين اگر انسان با مطالعه دريافت اصول ارزشى در جامعه تضييع شده و تباه گرديده و نيرنگ و غرور و فريب جاى آن را گرفته و همچنين اگر پستهاى حساس جامعه در اختيار فرومايگان قرار گرفته و انسانهاى فاضل و شريف از تصدى آن مشاغل محرومند ، مىتواند استدلال كند كه آن جامعه به سوى سقوط و انحطاط مىرود و اگر يافت كه اصول ارزشى بر اركان جامعه حاكم است، صداقت و امانت دارى و تلاش و كوشش و عدالت و آزادى در آن جامعه برجسته است وانسانهاى شريف و فاضل مسئوليتهاى گوناگون را به عهده دارند آن جامعه پيشرفت خواهد كرد.
در بيان ديگرى امام على (ع) فرمود: «يستدل على الادبار باربع، سوء التدبير وقبح التبذير و قلة الاعتبار وكثرة الاعتذار؛(۲) بر ادبار دولتها به چهار چيز استدلال مىشود ۱- بدى تدبير ۲- زشتى اسراف و تبذير ۳- كمى اعتبار ۴- بسيار مغرور شدن و يا بسيار پوزش خواستن».
بر اساس اين بيان اگر جامعهاى از مديريت خوب بهرهمند نباشد و گرفتار اسراف و تبذير و ريخت و پاش مالى باشد و از حوادث درس عبرت نگيرد و براى حوادث پيش بينى نشده، چارهانديشى وآينده نگرى نداشته باشد و به دليل خطاهايى كه مرتكب مىشود پيوسته پوزش بطلبد يا پيوسته در دام غرور باشد. آن جامعه و دولت سقوط خواهد كرد. ولى در مقابل آن اگر جامعه از مديريت و برنامه ريزى خوب برخوردار باشد و از اسراف و تبذير دورى گزيند و از حوادث و رويدادها درس عبرت بگيرد و از خطاء و اشتباه بجاى عذرخواهى بعد از خطا اجتناب كند پيشرفت خواهد كرد، چنان چه همان حضرت فرمود: «حسن التدبير و تجنّب التبذير من حسن السياسة؛(۳) نيكويى تدبير و دورى و اجتناب نمودن از اسراف از نيكويى سياست است»..
بر اساس اين بيان اگر جامعه اى از مديريت خوب بهره مند نباشد و گرفتار اسراف و تبذير و ريخت و پاش مالى باشد و از حوادث درس عبرت نگيرد و براى حوادث پيش بينى نشده، چاره انديشى وآينده نگرى نداشته باشد و به دليل خطاهايى كه مرتكب میشود پيوسته پوزش بطلبد يا پيوسته در دام غرور باشد. آن جامعه و دولت سقوط خواهد كرد. ولى در مقابل آن اگر جامعه از مديريت و برنامه ريزى خوب برخوردار باشد و از اسراف و تبذير دورى گزيند و از حوادث و رويدادها درس عبرت بگيرد و از خطاء و اشتباه بجاى عذرخواهى بعد از خطا اجتناب كند پيشرفت خواهد كرد، چنان چه همان حضرت فرمود: «حسن التدبير و تجنّب التبذير من حسن السياسة؛(۳) نيكويى تدبير و دورى و اجتناب نمودن از اسراف از نيكويى سياست است»..
ارزش و مقام معلم
شرافت و مرتبت معلم زماني اهميت دارد كه بتواند شان خداوند و پيامبران را در وجود خود محقق سازد و پيوند انسان به هدف متعالي خلقت يعني عبادت را برقرار سازد. لذا در اين تعريف شهيد مرتضي مطهري يكي از آن معلمان راستين است كه اولاً با نگاه تركيبي به همه معارف بشري نظر مي كند و ثانيا تمامی تلاشهاي علمي و عملي را مقدمه اي براي عبادت مي داند و در اين راه به مرحله سوم دينداري راه مي يابد و با شهادت، عبادت عملي و علمي خود را كامل مي سازد. خداوند را مي خوانيم كه او رابا سالار و سرور شهيدان امام حسين (ع) محشور سازد.
هنر معلمي:
معلمي شغل و حرفه نيست، بلکه ذوق و هنر توانمندي است معلمي در قرآن به عنوان جلوه اي از قدرت لايزال الهي نخست ويژه ذات مقدس خداوند تبارک و تعالي است. در نخستين آيات قرآن که بر قلب مبارک پيغمبر اکرم (ص) نازل شد، به اين هنر خداوند اشاره شده است:
اقرا باسم ربک الذي خلق، خلق الانسان من علق، اقرأ و ربک الاکرم، الذي علم بالقلم، علم الانسان ما لم يعلم. (علق: 1ـ 5)
بخوان به نام پروردگارت که جهانيان را آفريد. انسان را از خون بسته سرشت بخوان ! و پروردگارت کريمترين است همان که آموخت با قلم، آموخت به انسان آنچه را که نمي دانست.
در اين آيات خداوند، خود را «معلم» مي خواند و جالب اين که معلم بودن خود را بعد از آفرينش پيچيده ترين و بهترين شاهکار خلقت، يعني انسان آورده است.
مقام معلم بودن خدا، بعد از آفرينش قرارداد. نوعي انساني را که هيچ نمي دانست، به وسيله قلم آموزش داد که اين از اوج خلاقيت و هنر شگفت خداوند در امر آفرينش حکايت دارد:
چو قاف قدرتش دَم بر قلم زد هزاران نقش بر لوح عدم زد
از اين رو، مي توان گفت که هنر شگفت معلمي از آن خداوند عالم است.
ویژگیهای افراد دارای انگیزه پیشرفت :
حداکثر عملکرد در تکالیف نسبتا چالش انگیز در افرادی با انگیزش پیشرفت بالا
افراد با نیاز پیشرفت زیاد نه تنها تکالیف نسبتا دشوار را ترجیح میدهند بلکه پایداری بیشتری نیز در این تکالیف دارند و افراد شدیدا پیشرفتگرا هنگام روبه رو شدن با شکست در تکالیف، پایداری زیادی نشان میدهند. افراد با نیاز پیشرفت زیاد عموما استقامت بیشتری دارند و تا مدت زمان بیشتری به کار خود ادامه میدهند.
رفتارهای بازرگانی در افرادی با انگیزش پیشرفت بالا
مک کللند که تحقیقات مفصلی روی انگیزش پیشرفت داشته است ارتباط نیرومندی را بین رفتارهای بازرگانی و انگیزه پیشرفت مشاهده کرده است. او دانشجویان را از نظر نیاز پیشرفت مورد بررسی قرار داد و انتخابهای شغلی آنها را 14 سال بعد پی گیری نمود. هر یک از شغلهای دانشجویان با عنوان بازرگانی دسته بندی شد. اکثر افرادی که که مشاغل بازرگانی داشتند در آزمون 14 سال قبل خود انگیزه پیشرفت بالایی نشان داده بودند.
زمینه اجتماعی انگیزه پیشرفت
هنگام توصیف انگیزه پیشرفت ضروری است که زمینههای اجتماعی آن توجه شود. هر فرد تلاش میکند به نحوی به وظائف مورد نظر خویش عمل کند ولی از آنجا که این امر در یک محیط اجتماعی اتفاق میافتد. مفاهیمی از قبیل تشریک مساعی ، رقابت ، تشکیل گروه ، اهداف گروه و پیشرفت گروهی نیز مطرح میشود. در میان آثار اجتماعی انگیزه پیشرفت میتوان به آثار مثبت اجتماعی آن اشاره کرد که مورد توجه بیشتری قرار میگیرند. با توجه به اینکه بیشتر افراد جامعه موفقیت در انجام وظایف را یک هدف مثبت در نظر میگیرند و در این زمینه تلاش میکنند در نتیجه به آثار مثبتی از قبیل فزونی انتظار موفقیتهای بعدی به غرور و صلاحیت بیشتر دست مییابند. بنابراین موفقیت دارای آثار مثبت اجتماعی است.
دستیابی به هدف مورد انتظار موجب تجلی موفقیت میگردد و در این صورت افراد نسبت به یکدیگر برخورد صمیمانه و خیر اندیشانه از خود نشان میدهند. در یکی از آزمایشاتی که در این زمینه انجام شد، محققان نتیجه گرفتند که افراد موفق نسبت به افراد ناموفق در زمینه کارهای اجتماعی و عام المنفعه و مددیاری آمادگی بیشتری از خود نشان می دهند. آنها معتقد بودند که بین موفقیت و گرایش به کارهای مردم پسند رابطه وجود دارد. نتیجه تحقیق دیگری نشان داد که وجود احساس موفقیت در افراد باعث میشود که آنها به مشکلات ديگران بيشتر رسيدگي كنند.
تاثیر عدم موفقیت بر رفتار به درستی معلوم نیست ولی وقتی موفقیت سبب افزایش رفتار اجتماعی میشود، میتوان تصور کرد که عدم موفقیت در بروز رفتارهای ضد اجتماعی موثر باشد. گاهی افرادی که موفق نمیشوند، سعی میکنند عزت نفس خویش را به صورت سطحی با رفتارهای بلند پروازنه بهبود بخشند. تاثیر عدم موفقیت به عواملی از قبیل زمینههای اجتماعی و موقعیت اجتماعی که فرد در آن موقعیت موفق نشده است، بستگی دارد.
عواملی که ما را در مسیر پیشرفت وتعالی همه جانبه قرار می دهد عبارتند از:
هدف : هر شخصی در درجه اول اهمیت، باید اهداف خود را مشخص نماید اهداف باید روشن وواضح ودست یافتنی باشند.
پشتکار: بدیهی است هر فعالیتی با مشکلاتی همراه است و آنچه برای دستیابی به هدف وحل مشکلات ضروری است داشتن اراده وعزم راسخ است .
آمادگی روبرویی با شکست : هر شکست میتواند به عنوان یک تجربه مطرح باشد و به هیچ وجه نباید مایه دلسردی ویا عقب نشینی گردد .
متکی به کشور خود بودن : ملت ایران در برابر متجاوزان با قدرت می ایستد این به خاطر جلوه ای از کرامت وعزت انسانی است و ملت زیر بار تحمیل نمی رود.
حل مشکلات به طور مداوم : هر ایرانی باید مراحل برخورد مشکلات را پیدا کند.
الف) شناسایی مشکل
ب)جستجو برای یافتن مشکلات
ج) پیدا نمودن راه حل های موجود
د) مورد آزمایش قراردادن هر راه حل
ه)انتخاب بهترین راه حل
و) اجرای راه حل انتخابی
تمایل به مشورت با کارشناسان : هر سئوالی پیش آمد باید از اهل فن پرسید .کم دانستن وزیاد گفتن ،مانند نداشتن وزیاد خرج کردن است .
سلامت فکری و روحی : هر شخص برای موفقیت باید احساس سرحالی ونشاط نماید.
مسئولیت پذیری :هر شخص مسئول عواقب هر اقدامی است واین یک واقعیت است . متاسفانه این عادت در جامعه وجود دارد که افراد ، مسئولیت هر شکستی را به دیگران نسبت می دهند و این یک خطر جدی است.
اعتماد به نفس : کسی که در هر نماز تماس خود را با قدرت لایزال الهی احساس کند و ایمان به اینکه هرگز از آن نیروی عظیم جدا نخواهد شد اعتماد وسلامت نفس و توکل وصف ناپذیری خود به خود در او تلقین خواهد شد .
تلاش برای اجرای پروژه های بلند مدت دیدگاه مثبت: چنانچه افراد جامعه بخصوص نسل جوان دچار دیدگاه منفی گردند دیگر مجالی برای نواندیشی و فعالیت باقی نخواهد ماند.
اطلاعات فنی و خدماتی : بدون آگاهی وتخصص فنی ، در فعالیت مورد نظر و بدون داشتن اطلاعات جامع مسلما هر فرد به استقبال شکست می رود.
شجاعت: باید با شجاعت و بدون تزلزل ادامه مسیر داد و از دشمنان هراسی به دل راه نداد.
دسترسی به منابع مالی: برای اجرای یک طرح موفق دسترسی به منابع مالی از اولین قدمها محسوب می شود.
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به مناسبت آغاز سال 1387، امسال را سال
«نوآوری و شکوفایی» نامیدند و تصریح کردند: امسال باید فضای نوآوری، کشور را فرابگیرد و همه
مسئولان خود را موظف بدانند با بهره گیری از امکانات مادی و معنوی، کارهای نو و ابتکاری و راههای
میان بر را در سایه مدیریت صحیح، تدبیر درست و حکمت در فعالیت کشور وارد کنند تا کام مردم از ثمره
این تلاش ها شیرین شود.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به عید سه گانه در طلیعه بهار امسال ، میلاد نبی مکرم اسلام(ص) و
حضرت امام صادق (ع) و عید نوروز را به آحاد ملت ایران و همه ملتهایی که عید نوروز را گرامی می
دارند، تبریک گفتند و با اشاره به چشم اندازها و امیدهای بسیار روشن در سال 1387، افزودند: امسال
نظام مقدس جمهوری اسلامی سی سالگی خود را که در راه دفاع از استقلال و عزت ملی و حرکت به
سمت اعتلای علمی و عملی گذشت، پشت سر می گذارد که همه این تلاشها در تاریخ ملت ایران برجسته
و ماندگار خواهد ماند.

نوروز باستانی ۱۳۸۷ بر همه ایرانیان نیکو خجسته باد
هوش معنوی یا SQ را می توان همان توانایی دانست که به ما قدرتی می دهد و رویاها و تلاش و کوشش برای به دست آوردن آن رویاها را می دهد. این هوش زمینه تمام آن چیز هایی است که ما به آنها معتقدیم و نقش باورها، هنجارها، عقاید و ارزش ها را در فعالیتهایی را که بر عهده می گیریم در بر می گیرد. هوشی که به واسطه آن سوال سازی در ارتباط با مسائل اساسی و مهم در زندگی مان می پردازیم و به وسیله آن در زندگی خود تغییراتی را ایجاد می کنیم.
با استفاده از هوش معنوی به حل مشکلات با توجه به جایگاه، معنا و ارزش آن مشکلات می پردازیم.هوشی که قادریم توسط آن به کارها و فعالیت هایمان معنا و مفهوم بخشیده و با استفاده ازآن بر معنای عملکردمان آگاه شویم و دریابیم که کدامیک از اعمال و رفتارهایمان از اعتبار بیشتری برخوردارند و کدام مسیردرزندگی مان بالاتر و عالی تر است تا آن را الگو و اسوه زندگی خود سازیم.
یکی از نمادهایی که معمولا درتوضیح این هوش بکار گرفته می شود، نماد گل نیلوفر است که در آن باتلفیق سنت و عقاید موجود در شرق و غرب و با استعانت از مسائل علمی، مدلی قابل لمس و زیبا برای SQ ارائه داد.
در این مدل هر سطح از گلبرگ ها یکی از سه توان پایه ای در بشر هستند. بیرونی ترین گلبرگ ها، نشانگر شش نوع «خود» است. همان طور که اشاره شد هوش معنوی یکی از تواناییهای ذاتی و فطری درانسان است که همانند سایر هوش ها چنانچه مورد توجه قرار گیرد می تواند پرورش یافته و توسعه یابد.
به عبارتی SQ قابل توصیف و توضیح و اندازه گیری است. برای اندازه گیری این هوش میتوان به سنجش مهارت ها و توانایی هایی که ناشی از این هوش است بپردازیم.
▪ افرادی که دارای هوش معنوی هستند دارای این صفات می باشند:
- قدرت مقابله با سختی ها، دردها و شکست ها
- بالا بودن خودآگاهی در این افراد
- حسی که این افراد را هدایت درونی می کند
- درس گرفتن از تجربیات و شکست ها
- از دشواری های زندگی فرصتی می سازد برای دانستن
- توانایی ایستادگی در برابر جمع و هم رای نشدن با عامه مردم
- گفتن «چرا؟»
- پرداختن به سجایای اخلاقی و اهمیت دادن به آنها
- توانمند بودن در خودداری و کنترل خویش
- برخوردار بودن از حس انعطاف پذیری بالا
برای روشن تر شدن هوش معنوی مثالی از هوش هایی می زنیم که نشانگر هوش چندگانه است که با هوش جسمی آغاز می شود با PQ نمایش می دهند.
این هوش ابتدایی ترین کانون توجه ما را به خود اختصاص می دهد در واقع PQ آگاهی جسمی و نحوه استفاده ماهرانه از آن را شامل می شود. قسمت بعدی هوش منطقی یا عقلا نی IQ است. هوشی که در حال حاضر بیش از سایر هوش ها در سیستم های آموزشی مورد توجه قرار می گیرد.
پس از IQ سطح دیگری است که به EQ اختصاص دارد این هوش در زمینه کسب موفقیت در بازار کار نقش مهمی دارد و ما را در حین برقراری ارتباط یاری می دهد و از این بابت مهم تر بوده و تا حدی از قابلیت پیشگویی برخوردار است.
IQ به منزله دروازه برای ورود است. در صورت برخوردار نبودن از حداقل لا زم IQ قادر به ورود در فضای دلخواه برای مطالعه رشته مورد علا قه مان نخواهیم بود، اما آن چه ما را در زمره بهترین ها در شغلمان و رشته مورد علا قه مان جای می دهد میزانEQ در ماست.
EQ و SQ به هم مرتبطند. اما در عین حال دو هوش متفاوت و جدا از هم به حساب می آیند. بهره مندی از حداقل EQ می تواند شروع مناسبی را در سفرهای روحانی و معنوی فرد در پی داشته باشد، چرا که کمی خودآگاهی و همدلی برای شروع این روند لا زم است، اما به محض آغاز تمرینات معنوی، هوش معنوی خود می تواند در رشد EQ نقش بسیار تقویت کننده و فعال کننده داشته باشد.
از طرف دیگر رشد EQ نیز می تواند در رشد و ارتقای SQ موثر باشد. در واقع EQ و SQ تاثیری مستقیم و مثبت بر یکدیگر دارند و رشد و توسعه هر یک باعث پرورش وتوسعه دیگری می شود. باید دانست که کامپیوترها نیز از میزان IQ بالا یی برخوردارند و اغلب حیوانات دارای EQ بالا یی هستند اما این تنها انسان است که از هوش معنوی SQ برخوردارند، هوشی تحول پذیر، توانایی ای که به او قدرت می دهد تا خلا ق باشد و قوانین و نقش ها را دستخوش تغییرات خودنماید، بتواند تحولا ت اساسی ایجاد کند و دنیای اطرافش را به بهترین شکل متحول سازد.




